محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
229
خلاصة الحكمة ( فارسى )
و فرد دوم آن ، منبسط مىگرداند با ميل به سوى خارج ؛ براى آن كه آمده است از قفاى عضد و متّصل گشته به اجزاء بيرونى مرفق . و چون هر دو [ فرد ] باهم مجتمع گردند ، منبسط مىگردانند ساعد را بر استقامت . و عضل قابضِ ساعد ، يك زوج است . يكى از دو فرد آن كه اعظم است ، قبضِ با ميل به سوى داخل مىنمايد ؛ براى آن كه منشأ آن زَند اسفل از كتف است و از منقار مختصّ است ؛ هر يك منشأ و « 1 » راسىاند . و ميل مىدهند به سوى باطن و متّصل مىگرداند هر دو وتر عصبانى را به مقدّمِ زايدهء اعلى . و فرد دوم ، قبض مىنمايد با ميل به سوى خارج ؛ براى آن كه منشأ آن از ظاهر عضد است از خلف - و آن ، عضل - [ - هء ] عضدى است كه آن را دو سر لحمى است : يكى از آن هر دو از عقب عضد [ است ] و ديگرى ، از پيشِ آن ، و اندك ميل به باطن نموده و گذاشته ، پس برآمده به سوى مقدّم زند اسفل و اتّصال يافته با عضلى كه ميل مىنمايد و قابض است آن را به سوى خارج به طرف اسفل ، و به عضلى كه ميل مىنمايد به سوى داخل به جانب اعلى ، تا آن كه جذب محكم باشد . و چون آن هر دو عضل باهم مجتمع گردند در فعل ، قبض نمايند ساعد را بر استقامت . و گاه مستبطن مىگردند هر دو عضلِ باسط به عضلى كه محيط است به استخوان عضد . و گويا اين ، جزئى از عضل قابضهء اخيره است . و امّا عضل باطِحَه : - يعنى گسترندهء ساعد - زوجى است كه يكى از دو فرد آن ، موضوع است از خارج [ در ] ميان زندين و ملاقى زند اعلى است بدون وتر .
--> ( 1 ) . ( و ) حذف شده .